باز سوتیا شروع شد

اولین خرابکاری کار جدیدم رو ثبت میکنم :D

داشتم کار میکردم یه وان یکاد مینوشتم که آبجی اومد بالا..... یه کم حرف زد... بعد گوشیمو گرفت بازی کنه و هی داش میپرسید اینجاش چجوریه اونجاشو چطوری رد کنم..... منم درحال کار جوابشو میدادم ک...... تق حواسم پرت شد:D 

تازه وقتی اومدم درستش کنم خرابترم شد

باهاش دعوا کردم بیرونش کردم..... والانم مثل یه موجود محترمی پشیمونم از کارم..... ولی خب چیکار کنم؟ برم بگم ببخشین که حواسمو پرت کردی؟؟؟ 

هیچی دیگه یه بارم خواستم دست از سر نت بردارم به کارم برسم....  اعصابم خورد شد و باز نت مرا به سوی خود خواند :D

/ 3 نظر / 3 بازدید
من

کلا آبجی ها رو باید دعوا کرد[نیشخند]

kelara

مرسی...اومدم دیگه[وحشتناک]

من

ببخشید[وحشتناک]