دلتنگانه

قرآن میخونه و از آرزوش میگه .... بقول خودش که آرزو بر جوانان عیب نیست .... میگه میشه یه روز تو بهشت هممون نشسته باشیم خدمت آقا ؟؟؟ میگه آرزوم اینه که بهم بگن قرآن بخون .... بعد من که روم نمیشه ... بهشون بگم خودتون بخونین .... هممون بشینیم و گوش کنیم

فکر میکنم چقد خاصه آرزوش .... عادت کردیم پشت سر عبارت انشالا یه روز دسته جمعی بشنویم کربلا یا مدینه ..... فکر میکنم چقد تصورش از بهشت قشنگه ... امیدش شنیدن قرائت حضرت رسوله نه جوی شیر و عسل

 

قرآن میخونه و از الذین هم عن صلاتهم ساهون میگه .... فکر میکنم به نمازایی که خوندم ولی نخوندم 

 

قرآن میخونه و درد دل میکنه ..... چقد دلم برای قرآن خوندنش تنگ میشه.... برای بقول خودش چهچه زدنش

/ 9 نظر / 7 بازدید
معلم کوچولو

چه آرزوی قشنگی داشته [لبخند] هیچ کس اینجوری فکر نکرده به اون طرف همه به حوری ها فکر میکنن فقط [نیشخند]

تیما

خب لایک نکن شما بصورت غیبی حاضر شی مطالبو بخونی در بری همینم برا ما باعث افتخاره با تشکر .... خوش قلب !

عاطفه

منم که همون نظر معلم کوچولو[نیشخند]

عماد

بزرگی آدم ها به بزرگی آرزوهاشونه. عاقبت بخیر باشید

شرف الدین

به قول سعدی: حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم/ جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم

دختره روستایی

من بازم دیر رسیدم؟! حالا من یه هفته نبوودم ببین چیقد پست گذاشته!![خنثی] بعدشم حالا ایشون کی باشن؟؟ اشنااااان اصن؟ یه جوری ازش تعریف کدی اصنم خوشم نیومد![خنثی][نیشخند]